اخی، رکود، برنامه ریزی پیمانه ای

خب. نگفته بودم که پادگان اخی اینا توی استان مازندرانه و اخی همون روزی که ما رسیدیم، مرخصی گرفت و اومد پیشمون؟ امروز ظهر مامان و بابا دوباره بردنش مرزن آباد. من که قعر درۀ رکود دست و پا میزدم از این فرصت استفاده کردم برای اینکه خودم رو جمع و جور کنم. هرچند اونقدر هم بلد نیستم که دقیقا برای بیرون اومدن از رکود باید چه کنم!

اونها که رفتن،گوشی و لپ تاپم رو خاموش کردم. در رو قفل کردم و رفتم توی بالکن روبه روی باغچه دراز کشیدم. زیر آفتاب. بعد از چند دقیقه که حسابی سوختم رفتم تو خونه و کولر گازی رو روشن کردم گذاشتم روی سرد ترین درجه و رو به روش خوابیدم. بعد از چند دقیقه بلند شدم آب خوردم و بعد رفتم خوابیدم! دلم میخواست چند ساعتی تو سکوت باشم. معمولا وقتی اینقدر سکوت حاکم باشه، کم کم منِ درونم از لونه ش بیرون میاد و خودش رو نشون میده. بعد با هم میشینیم و فکر میکنیم که چه کاری از دستمون برمیاد. مثلا امروز منِ درونم بهم گفت: «هر رکود با خودش یک خبر خوب داره و اون اینه که توی برنامه ریزیِ تو ایرادی وجود داره و باید اون ایراد رو اصلاح کنی.» با هم به این نتیجه رسیدیم که همچنان بزرگترین ایرادِ من، کمالگراییِ افراطیمه. و من هنوز هیچ اقدام قابل توجهی برای درمان کمالگراییم انجام ندادم. با هم یک برنامه طراحی کردیم.

بگذارید نتیجۀ تجربیاتم تا الان رو بهتون بگم. رکود، یک دوره ایه که "باید" طی بشه. و طی شدنش پایان داره. اگر اقدامی بلدی میتونی این پایان رو جلو بندازی.

یک سکوت عمیق و بعدش یک خواب عمیق، به رکود میتونه پایان بده اگر همت شخصی برای پایانش داشته باشی. پایان رکود امروز من، پنج و نیم ساعت سکوت میخواست! بعدش بلند شدم گوشی و لپ تاپ رو روشن کردم و طرح برنامه ریزی پیمانه ای رو روی WORD آوردم.

به هر روی، همیشه بعد از طی کردن رکود، من دوباره برنامه ریزی میکنم. طبق حرف منِ درونم، منطقی هم هست! چون اگر برنامۀ قبلی چیدمان خوبی داشت که به رکود ختم نمیشد!

دربارۀ برنامه ریزیِ پیمانه ای که امروز طراحیش کردم، بعدا حرف میزنم! فعلا توی مرحلۀ پخش آزمایشیه.

همینجوری اسمش رو گذاشتم پیمانه ای! شاید مثلا بعدا اسمش رو بذارم "برنامه ریزی ناقص" یا "برنامه ریزی به روش معمولگراها"

در هر صورت

فایتینگ :)

لیموشیرین ، جمعه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۱ ، 20:18

یو ها ها

خب خدارو شکر

رکود داره به پایان میرسه :)

برچسب‌ها: رکود , 4
لیموشیرین ، جمعه هجدهم شهریور ۱۴۰۱ ، 18:47

رکود اجتناب ناپذیره

همیشه هم نمیشه همه چیز رو رها کرد و از اول شروع کرد.

شاید خیلی اوقات منطقی ترین کار اینه که خرابه ای که از خودت به جا گذاشتی رو جمع کنی و بعد روی زمین صاف، برجت رو بسازی.

نه خیلی اوقات! همیشه منطقی ترین کار همینه.

ریشه ای ترین حل مسئله همینه. هرچقدر که رها کردن لذت بخش باشه. هرچقدر که مُسَکِن باشه! اگر گندی که زدی رو پاک نکنی، شروع جدیدت بعد از مدتی تبدیل به خرابه ای میشه که ولش کردی. به رکود مبدل میشه. تو احتیاج داری که پاک کنی وگرنه همیشه در حال تکرار هستی. توی دور باطل میچرخی با آدم ها و موقعیت ها متنوع ولی حس های مشابه رو جذب میکنی. اونهایی که به خاطر فرار از زندگی ای که تو ایران ساختن مهاجرت میکنن، بعد از مدتی تو کشور مقصد هم دوباره همون زندگی رو میسازن...

برچسب‌ها: رکود , 4
لیموشیرین ، پنجشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۱ ، 21:55
خاطرات
آخرین اخبار وب
🍃 ...ادب آن است از خانه که بیرون می‌روی، هیچ کسی را دیدار نکنی مگر اینکه او را برتر از خودت بپنداری. امام حسین(ع) ... 🍃
جاهای دیگه
مولانا