دارم براش توضیح میدم که برای جلوگیری از کمالگرایی، موقع خریدن فلان چیز چیکار کردم
برگشته میگه میشه در هفته دو ساعت به من درس بدی؟ میگم چی؟ میگه همین حرفا دیگه. کمالگرایی و این چیزا!...
بعد میزنه زیر خنده!!
...
فکر کنم در نظر دیگران یه آدم احمقم! البته میدونم که در نظرشون اینطور نیستم، ولی اگه یه آدم عاقل و آدم حسابی به پستم بخوره، حتما بهم میگه احمق! احساس میکنم حرفهای توی مغزم رو خیلی تمیز به طرف مقابلم ارائه میدم. و این تمیز ارائه دادن از نظر اونها قلمبه سلمبه حرف زدنه. خب اگه خیلی دقیق نشن چیزی نمیگن. ولی ممکنه یکی فکر کنه دارم با نحوهٔ حرف زدنم، چیزای نداشته م رو شوآف میکنم! مثلا میخوام بگم من خیلی آدم حسابی ام! یا چی؟
قسمت ترسناک داستان اینجاست که حتی خودم هم نمیدونم دارم چیکار میکنم! بعيد نیست از این حس لذت برده باشم! از اینکه گاهی اوقات مخاطبم حرفهام رو نفهمیده و داره با چشمهای متعجب نگام میکنه!
خاک تو سرت دختر! واقعا خاک تو سرت
اون روز هم سارا گفت بهم حسودی میکنه. البته همونجا نمیدونستم بهش چی بگم، ولی اومدم تو وبلاگ نوشتم که چقدر سارا در اشتباهه و من چقدر ناخودآگاه دارم اطلاعات و مهارت هام رو به رخ مخاطبم میکشم. حالا ای کاش این اطلاعات و مهارت ها واقعی بودن! بیشترشون توهمن! ولی طرف مقابلم نمیفهمه که!
هر بار با این موضوع مواجه میشم خیلی از خودم بدم میاد. استاد شجاعی یک بار میگفت هر کی با بند کفشش هم یه یکی دیگه فخر بفروشه، خدا بهشت رو بهش حرام میکنه! منم همون موقع تو کانال نوشتم آدما گاهی با کتاب هایی که خوندن هم به دیگران فخر میفروشن! و الان دقیقا دارم همون غلط رو میکنم!
کاش خدا هدایتم کنه، کمکم کنه یه ذره فروتن باشم! حالا یه جا نشون نده چیا بلدی، چیا میفهمی، چه کارایی ازت برمیاد!
فقط نشون نده!
اینقدر دنبال تحسین دیگران نباش احمق!
---------------------- میخوام از اول زاده شم ----------------------
----------------------------- 🌕 ----------------------------- ----------------------?what was I made for---------------------- آسمون با کلی ستاره هوامونو داره :)