درست چند ساعت بعد از اینکه پست قبلی رو گذاشتم با خاله و مامانبزرگ راه افتادیم سمت خونه. توی ماشین، پشتیبانم بعد از یک ماه بهم زنگ زد.!..
گفت میخواستم بهت فرصت بدم راه خودتو بری. بهش گفتم بدم نمیاد که دوباره پشتیبان ویژهم باشی اما با یک سری شروط!
مهم ترینش اینه که ازت برنامه نمیگیرم. برنامهٔ خودم رو میرم!
میخوام خودم به راهم تسلط داشته باشم. خودم خوب میدونم باید چیکار کنم.
از بودن پشتیبان به عنوان نیروی محرک استفاده میکنم!
خلاصه...
جالب بود که تا دربارش پست گذاشتم بهم زنگ زد!..
.
دوستای خوبم :) ممنونم بابت نصیحت های قشنگی که بهم کردید. چه تو خصوصی چه عمومی :)
خوشحالم که باهاتون دوستم :)))
---------------------- میخوام از اول زاده شم ----------------------
----------------------------- 🌕 ----------------------------- ----------------------?what was I made for---------------------- آسمون با کلی ستاره هوامونو داره :)