اولین تجربۀ من از فضای کار اشتراکی + قوانین اتاق

توی «جاکار» نشستم.

.

امروز به شدت آنرمال و عصبی بودم. از لوپ مورد علاقم خارج شده بودم و همین شده بود بهونه ای برای ترکش های افسردگی. اخی بعد از اینکه نمازشو خوند ازم پرسید چی شده؟ تو همون جملۀ اولم زدم زیر گریه.

بهم پیشنهاد داد که برم پیش تراپیست حتی اگه تنها فایدش حرف زدن و خالی کردن خودم باشه. گفتم از تراپیست تجربۀ خوبی ندارم. پیشنهاد داد برم فضای کار اشتراکی تا یه ذره فضای درس خوندنم عوض شه.

میدونید داستانای اخی و فضای کار اشتراکی مفصله و قرار بود هروقت فرصتش رو پیدا کردم بیام و اینجا بنویسم که اخی اونجا خواستگار پیدا کرده! بله. درست میشنوید. یکی از داداشم خواستگاری کرده :)

به هرحال، وقتش نیست. طبیعتا جایی که اخی میره نمیتونستم برم بنابر این خودش پیشنهاد جاکار رو بهم داد و برام یه میز رو رزرو کرد اینترنتی.

از خونه زدم بیرون.

یه ذره تو انقلاب گشتم تا برای بچه های کلاس خصوصی کتاب پیدا کنم.

سه تا کتاب خریدم و بعد وارد جاکار شدم.

سرم درد میکنه. سرفه میکنم و توی سکوت اینجا معذب کننده ست. تلاش میکنم سرفه م رو نگه دارم و این عذاب آوره. محیطش کوچیکه. به طور کلی اینجا بودنِ من خیلی مسخره ست. احساس میکنم فضای کار اشتراکی برای آدماییه که در اوج بی مکانی سیر میکنن. وگرنه اتاق خودم از همه چیز بهتر به نظر میرسه.

میدونم وقتی برگردم اخی با امید خواهد پرسید که چطور بود؟ تا اینجا فکر میکنم بهترین دستاوردم این بوده که قدر اتاقم رو بیشتر میدونم!!

بنابر این

مثل همیشه

باید برنامه بریزم. معتقدم یک سری خودداری ها کاملا ذهنیه. اگر براش قانون وجود داشته باشه میشه از هر چیزی و از هرجایی بهترین استفاده رو کرد.

باید برای اتاقم قانون بذارم. نباید توی این اتاق خیلی هم احساس راحتی کنم. اونجوری میتونم عملکرد خودم رو بهبود ببخشم.

پیشنهاد اول:

-----------------------------------------------

قانون خواب - چراغ این اتاق از ساعت 5 و نیم روشن میشه و خوابیدن روی تخت، زمین و هرجای دیگه درون اتاق ممنوع میشه.

قانون میز - قبل از شروع روز باید میز مرتب شده باشه و یک پارچه روی اون کشیده شده باشه. کتاب ها باید مرتب در قفسه باشند. روی میز باید یک پارچه کشیده بشه چون اون میز فقط برای درس خوندن هست. اگر بعد از بازۀ درسی کاری وجود داشت میتونه روی میز بغلی انجام بگیره.

قانون برنامه - بولت ژورنال حتما باید در آخر شب بسته بشه. برای روز جدید برنامه ریزی مشاور وارد دفتر بشه. جمعه ها باید برنامۀ هفته بسته بشه.

قانون غذا - داخل اتاق غذا خورده نمیشه.

چیزهایی که باید تثبیت بشوند: ساعت خواب قبل از 12 - ساعت بیداری قبل از 6 - شش ساعتِ اولِ مطالعه باید قبل از ساعت 14 تمام شود یعنی پایبندی به برنامۀ اصلی ( اگر در دو هفته اول هر هفته 5 روز به این منوال گذشت خودم رو کافه مهمون میکنم - در دو هفتۀ دوم میتونه تعداد روزها ارتقا پیدا کنه - ولی این نباید به عنوان آپشن برات باشه که با خودت بگی خب انجام نمیدم کافه هم نمیرم! تو مجبوری هر روز این رو انجام بدی عزیزم! مجبوری!...)

حتما حتما حتما تحت هر شرایطی باید آزمون داد. حتی اگر هیچ سوالی رو درست جواب ندی! از این به بعد اگر یک آزمون رو جواب ندم موهام رو ده سانت کوتاه میکنم! (به ازای غیبت در هر آزمون 10 سانت )

گزارش دادن در کانال ظهور تدریجی به صورت شبانه.

اگر نشد چی؟ ---- برای روزهایی که اتفاق بیرونی رخ میده حتما صبح با مشاورت مشورت کن. برای روزهایی که حال نداری و خسته ای و اتفاق درونی رخ داده، میتونی بعد از 6 ساعت اول مطالعه، بری بیرون و قدم بزنی. با اخی صحبت کنی. با مشاور صحبت کنی و ریشه یابی کنی اگر خیلی حاده. در هر صورت، صبحی که بیدار میشی و میبینی حال نداری، نمیتونی درس رو بذاری کنار، ولی میتونی به خودت قول بدی که این بعد از ظهر یه کار باحال انجام میدم.

توکل بر خدا. بقیه ش رو بسپر به خدا...

------------------------------------------------

برام دعا کنید موفق بشم. برام دعا کنید پیشرفت کنم. برام دعا کنید...

این رو بخشی از «راه» میدونم. مطمئنم اگه با توکل به خدا سخت تلاش کنم، توی این راه پیشرفت میکنم.

این هقته به امید خدا قراره روی این قوانین پیش برم. جمعه میام و نتایج رو میگم.

برچسب‌ها: راه , دیسیپلین
لیموشیرین ، شنبه دهم آذر ۱۴۰۳ ، 17:55
خاطرات
آخرین اخبار وب
🍃 ...ادب آن است از خانه که بیرون می‌روی، هیچ کسی را دیدار نکنی مگر اینکه او را برتر از خودت بپنداری. امام حسین(ع) ... 🍃
جاهای دیگه
مولانا