بی‌موضوع

دوست خواهرم که دو سال پیش رفت استرالیا، با بچه هاش برگشته ایران، شوهرش هنوز اونجاست میگه ممکنه کلا برگردن ایران.

اون یکی که یکم زودتر رفته بود و خلبان بود میگه اگه بیام ایران خونه خرید و فروش کنم زندگی بهتری دارم نسبت به این زندگیم تو خارج از کشور، ولی زنش قبول نمیکنه برگرده ایران، چون خیلی سخت تونست کارای ویزا و اقامت و زبان و معادل سازی مدرک پزشکی و... رو جور کنه و بنده خدا تازه چند سال سختی کشیدنش درست شده.

اون یکی که دو سال زودتر از اینا رفته بود به بهونه مهمونی اومد یه ماه ایران، ولی هنوز برنگشته و احتمالا اون هم برنمیگرده.

به هر حال،

عجیبه.

یه روز واسه رفتن تک تکشون بغضی شده بودم...

چه وضعشه این زندگی؟

به قول سنا اینا مگه چند سال قراره زندگی کنن که حاضرن اینطور عزیزانشون رو ول کنن بعد از کسب تجربه ها دوباره برگردن همونجایی که ازش اومدن...

لیموشیرین ، دوشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۳ ، 23:7
خاطرات
آخرین اخبار وب
🍃 ...ادب آن است از خانه که بیرون می‌روی، هیچ کسی را دیدار نکنی مگر اینکه او را برتر از خودت بپنداری. امام حسین(ع) ... 🍃
جاهای دیگه
مولانا