انسان اگر قرار باشد رشد کند، خداوند او را با ترس هایش رو به رو میکند. شرط اول انسان رشد یافته آن است که نترسد. ترس در مجموعه صفات الهی نیست و انسان رشد یافته خلیفه الهی روی زمین است. بنابر این انسان از هر چه بترسد به آن میرسد تا بفهمد آن قدر ها هم ترس نداشت!...
انسان در جایگاهی نیست که بتواند برنامه بریزد. علی ابن ابی طالب علیه آلاف التحية و السلام میفرماید:
«خداوند را از طریقِ بر هم خوردن تصمیمها، فسخ شدنِ پیمانها و زمین خوردنِ ارادهها شناختم.»
عَرَفْتُ آللّهَ سُبْحَانَهُ، بِفَسْخِ العَزَائِمِ، وَ حَلِّ آلْعُقُودِ، وَ نَقْضِ آلْهِمَمِ.
امیرالمومنین(ع) فرمود.
یعنی شما برای خودتون تصمیماتی میگیرید و پیمانهایی میبندید و برنامهریزیهایی میکنید که زندگیتون یه جورِ خاص پیش بره، اما خدا همهی اونها رو تغییر میده و این راهیه برای شناخت قدرت خدا.
انسان هرچقدر یادبگیرد برای خودش آینده نچیند و رویا و آرزو نداشته باشد، همانقدر سعادتمند تر است.
همه رنج ها از آن خیزد که چیزی خواهی و میسر نشود، چون نخواهی رنج نماند «فیه ما فیه»
علی رغم اینکه همگی خوانده ایم که خداوند انسان را در رنج آفریده، اما باید بدانیم این آیه، نشانه از ساختار خلقت دنیا دارد و به این معنا نیست که هر که بیشتر زیر رنج ها له شود، انسان تر است. ما انسان را در رنج آفریدیم، یعنی تا زمانی که این تنِ انسانی را داری و در این دنیا هستی قرار است رنج بکشی، چون اینجا جای عافیت نیست. رنج از دست دادن، رنج نرسیدن، رنج نشدن، رنجِ نداشتن کمال برای تو که کمال خواه هستی. رنج محدود بودن عمر برای تو که بینهایت خواه هستی. همهٔ اینها رنج است عزیز من و تو در این رنج ها آفریده شدی.
اما هر آنچه که انسان امروز بر روحش تحمیل میکند، فردا قبر بر انسان تحمیل میکند. اگر انسان امروز آرامش درونی اش را حفظ کند، فردا نیز آرام خواهد بود. اگر امروز در هول و ولا و ترس باشد، فردا نیز چنین است.
معرکه هنرنمایی انسان، و انسان شدن انسان همینجاست. همین جا که باید با حضور رنج ها، آرامش را در درون برقرار کند، و از ذکر غافل نشود.
اینجا جاییست که انسان، انسان میشود.
---------------------- میخوام از اول زاده شم ----------------------
----------------------------- 🌕 ----------------------------- ----------------------?what was I made for---------------------- آسمون با کلی ستاره هوامونو داره :)