همین الان داشتم به این فکر میکردم که وقتی قبول شدم، میام اینجا و به همۀ کارمندای کتابخونه شیرینی میدم. بعد داشتم با خودم فکر میکردم که واکنششون چطور میتونه باشه؟ یعنی فقط تشکر میکنن یا مثلا میپرسن چی قبول شدی و کجا قبول شدی؟
که یکهو از بیرون کتابخونه صدای آقای کتابدار رو شنیدم که به یکی گفت: سلام! کم پیدا شدی!
پسره هم جواب داد: آره دیگه، درگیر درس و دانشگاهم.
آقای کتابدار: عههه قبول شدی
پسره: بله ^_^
کتابدار: مبارک باشه، چی قبول شدی؟
پسره: کامپیوتر
کتابدار: به سلامتی *_*
و من اینجا تو کتابخونه اکلیلی شدمممممم *_*
چرا درست همین الان که من داشتم به همین سناریو فکر میکردم اتفاق افتاد؟ :)))
واقعا دو دقیقه پیش داشتم خودم رو در همین شرایط تصور میکردم :))))
خدایا خودت عاقبت هممون رو به خیر کن و توی این مسیر بهمون صبر و طاقت بده و تهش رو هم شیرین کن برامون :))))))
نمیتونم لبخندم رو جمع کنم :))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
---------------------- میخوام از اول زاده شم ----------------------
----------------------------- 🌕 ----------------------------- ----------------------?what was I made for---------------------- آسمون با کلی ستاره هوامونو داره :)