هشدار: تو این پست حرفای سیاسی هم هست. اگه اهلش نیستین لطفا بیخیال خوندنش بشین.
میگه کشته های فلسطینی از مرز 10 هزار رد شدن، ایران و حزب الله هم هیچ غلطی نکردن. و یک سری افاضات در همین موضوع!. از طرفی هم میگه همیشه آرزومه توی سپاه سید حسن نصرالله بجنگم!
شما هم حتما دیدین از این آدما.
والا قصد قضاوت ندارم. حتما که این آدما از من پیش خدا عزیز ترن. ولی من اگه یه چیز از تاریخ پیامبران و امامان یادگرفته باشم، اونم صبره. هم صبری که خودشون داشتن، هم صبری که اکثر یارهاشون نداشتن!
طبیعتا توی این اوضاع آدم ها آزادی حرف زدن ندارن، و جز جریان رايج حرفزدن، آدم ها رو نامحبوب میکنه. الانم ترجیحم اینه که سکوت کنم، وگرنه همین آدمِ حزب اللهی من رو متهم به ماله کشی میکنه! ماله روی چی؟ :) ببخشید که تصورات فانتزیت از جنگ، به وقوع نپیوست! یک بار هم هفته پیش بهش گفتم! ببخش که در قلب تلآویو سجیل نبارید! من معذرت میخوام به جای همهٔ فرماندهان ایرانی و لبنانی! چون تو بلدی ولی اونا بلد نیستن! تو شجاعی ولی اونا ترسو ان! آخه تو بودی که سنگ رو از دست این مردم گرفتی و جاش بهشون راکت و موشک دادی!
که البته اینا رو هم نمیشه راحت گفت، چون میگن میخواین دهن منتقدا رو ببندین! :)
همینقدر کلاسیک! باورتون میشه؟
یا فقط منم که باورم نمیشه!؟
میدونم که چقدر دلمون میخواست از قدرت نظامی مون استفاده کنیم و جواب این بمباران های مردم بیگناه غزه رو بدیم. من هم مثل خیلی های دیگه، شبی که بیمارستان المعمدانی رو زدن، خوابم نمیبرد، و از ته دل آرزو داشتم تا هوا روشن نشده، پاسخ این جنایت رو ببینن. به ازای تک تک فریاد هایی که به گوشمون رسید، به ازای تک تک بچه هایی که جنازشون رو از زیر آوار کشیدن بیرون، و اون پدر مادر هایی که تیکه های بچه هاشون رو از زمین جمع کردن و تو کیسه پلاستیکی ريختن، گفتم خدایا یا به ما صبر بده یا چشممون رو به گرفتن انتقام خون این بچه ها روشن کن. این روزها صبر کردن و اعتماد کردن، سخت ترین کار شده. با خودم میگم، این جبهه این سالها بی صاحب نبوده، الان هم نیست و بعد از این هم نخواهد بود. فقط کافیه به پروسه اعتماد کنیم و صبر کنیم. وقتی به برنامه هایی که تا الان به ثمر رسیده نگاه میکنم، دهه ها صبر میبینم. یک برنامه منطقی و به دور از هیجان، مناسب با تاریخ و روحیه و طرز تحلیل صهیونیست ها از شرایط.
خدا رو شکر میکنم از اینکه تو کشوری زندگی میکنم که حداقل درباره موضوع فلسطین، منطقی ترین مسیر رو از دهه ها پیش، انتخاب کرده و برای تک تک موقعیت هاش صبر کرده. خدا رو شکر میکنم چون مطمئنم این راه نتیجه میده و تا همین الان هم داده. اینکه الان از ندیدن واکنش های پر سر و صدا توسط ایران ناراحت باشم، به مراتب قابل تحمل تر از اینه که شاهد ورود کشورم به معرکه های انتقام جویی بی حساب و کتاب باشم. ترجیح میدم اونقدر دندون رو جیگر بذارم و بغضم رو قورت بدم، ولی یک لحظه حسِ شهروندان مصر بعد از جنگ 6 روزه رو تصور نکنم! اینکه مرد بزرگ کشورم، جمال عبد الناصر به خاطر احساسات خودش و احساسات ما و بقیه اعراب که همه مون دلمون میخواست فلسطین آزاد بشه، احساس کاذب قدرت برتر بودن کرد و پا به جنگی بی برنامه گذاشت. جنگی که تو همون روز اول قدرت هوایی 4 ارتش بزرگ عربی رو نابود کرد و تو روز دوم، صحرای بزرگ سینا رو از ما گرفت. جنگی که قبلش فکر میکردیم به آزادی فلسطین منجر میشه اما تو یک هفته به سه برابر شدن مساحت اسرائیل منجر شد!...
این حس حقارت بعد از تصمیم های نسنجیدهٔ یک رهبر، به راحتی از بین نمیره. این غم رو مصری ها و بقیه جهان عرب، راحت فراموش نکردن. جمال عبد الناصر الکی سکته نکرد! حتی معتقدم ترس و انفعال امروز بعضی از کشور های عربی هم به خاطر شکست های قرن پیشه.
خلاصه که به برنامه اعتماد کنید. اینا کارشونو بلدن. کل ایمان اینه که تو زندگیت نسبت به کسی که ولایتش رو پذیرفتی مطیع باشی. همین رو بتونیم تو این دوران تمرین کنیم، ایشالا ظهور رو هم با همهٔ فتنه ها و جنگ ها و مصیبت های قبلش درک میکنیم و جزو یاران امام میشیم.
میگن حجر بن عدي مثل خیلی مسلمونهای دیگه، به امام حسن میگفته یا مذل المؤمنين! اي کسی که مؤمنان رو ذلیل کردی! تعجب برانگیزه؟ که یکی نسبت به کسی که بر او ولایت داره همچین حرفی بزنه؟ خب تعجب نکنین! چون امروز و به زودی مثل اینها رو تو شهر و کشورمون میبینیم!
خدایا به ما صبر کردن یاد بده. بهمون صبر أيوب بده که جز این، دووم نمیاریم...
---------------------- میخوام از اول زاده شم ----------------------
----------------------------- 🌕 ----------------------------- ----------------------?what was I made for---------------------- آسمون با کلی ستاره هوامونو داره :)