به این فکر میکنم که چرا باید من و جیم، توی این برهه زمانی با هم این رابطه رو شروع کنیم؟ در این روزگار جنگی، کسی که میتونست خیلی وقت پیش احساسش رو اعتراف کنه، این روزها رو انتخاب کرده.
هیچ کس نمیدونه فردا زندهست يا نه. اگه همه چی خوب پیش بره جیم میخواد بعد از اربعین بیاد خواستگاری. اگه الان محرم و صفر نبود چه بسا این اتفاق زودتر میوفتاد.
اما کی میدونه ما تا بعد اربعین زنده ایم یا نه؟
جیم خیلی خودشو به کارای خطرناک میندازه. کلا شخصیتش اینطوریه. توی جنگ هم خانواده رو فرستاد خارج شهر، خودش موند تهران برای امداد و نجات.
طبيعيه که جیم اینطور زندگی میکنه. و فقط هم جیم نیست که اینطور زندگی میکنه. خیلی ها هستن که امروز خانواده هاشون توی خط مقدم این جنگ هستن. هر آدمی که این روزا فرار نمیکنه، توی میدون جنگه...
منم از این شخصیتها خوشم میاد. اما هیچ وقت فکر نمیکردم یک روز اینقدر نگران باشم بابت این سبک زندگی! من همیشه دوست داشتم مَردم شخصیت فعالی داشته باشه. من دوست نداشتم مَردم ترسو باشه. بدم نمیومد که آدم مفیدی باشه برای جامعه و کشور.
ولی جیم.
من میترسم که تو رو توی این اوضاع از دست بدم... نگرانتم...
خدایا. تو بزرگترین حافظ هستی. خدایا. تویی که صاحب قلبها هستی. خدایا تو مهر منو انداختی به قلبش. تو محبتش رو انداختی به قلبم.
خدایا اگه قراره مدت این مهر و محبت اندک باشه، بذار ازش بهترین بهره رو ببریم. اگر میخوای من رو با جیم امتحان کنی، کمکم کن سربلند از این امتحان بیرون بیام.
خدایا، هرکاری میخوای با ما بکن. ما مطیع توییم..
اگر من و جیم قسمت هم شدیم هم پاش رو به خونه و زندگی نمیبندم. من این آدم رو شجاع پسندیدم، نمیذارم از این مرتبه ای که هست پایین بیاد. بلکه بالاتر میبرمش. اگه امروز مامانش نگرانشه و دل جیم میلرزه واسه اشک مامانش، من فردا جلوی جیم گریه نمیکنم، نمیذارم به خاطر من از مأموریتی که داره شونه خالی کنه، نمیذارم این همه ظرفیتش بی استفاده بره زیر خاک. من نمیذارم آدم حداقلی باشه. من نمیذارم. هرچقدرم دل بستهش باشم.
جیم
هرچقدر هم دوستت داشته باشم، پات رو نمیبندم...
---------------------- میخوام از اول زاده شم ----------------------
----------------------------- 🌕 ----------------------------- ----------------------?what was I made for---------------------- آسمون با کلی ستاره هوامونو داره :)