دیشب یه کار احمقانه کردم

یه پسر متشخصی هست کارای گرافیکی میکنه و توی اینستاگرام میشناسمش. پارسال بهم پیشنهاد داد بیشتر با هم آشنا بشیم که چون من درگیر آشنایی با یکی دیگه بودم رد کردم پیشنهادشو.

از اون به بعد چند بار کوتاه درباره استوری هامون با هم صحبت کردیم. دیشب دیدم از این علامت های کیک تولد روی پیجش اومده، براش یه جمله تبریک مؤدبانه و رسمی نوشتم. و نمیدونم چه شیطانی در جلد من هلول کرده بودم که اینقدر به این پسر امیدواری دادم و حتی در نهایت برنامه یه قرار حضوری برای آشنایی رو هم ریختیم! برای بعد از اربعین!

چی بگم... نمیدونم چطور باید کنسلش کنم. پسره اصلا تایپ من نیست. احساس می‌کنم صرفا چون چندین ماهه که با یه مذکر حرف نزده بودم دیشب اینقدر پیش رفتم و حالا حواسم نیست که دیشب به این بنده خدا چه چراغ سبزی نشون دادم!

لیموشیرین ، جمعه دوم مرداد ۱۴۰۵ ، 7:32
خاطرات
آخرین اخبار وب
🍃 ...ادب آن است از خانه که بیرون می‌روی، هیچ کسی را دیدار نکنی مگر اینکه او را برتر از خودت بپنداری. امام حسین(ع) ... 🍃
جاهای دیگه
مولانا