جیم داره بی‌محلی میکنه؟...

سر شب به جیم نوشتم «سلام، بهتر شدی؟»

وقتی دیدم جواب نداد گرفتم خوابیدم. الان بیدار شدم دیدم تا ساعت سه آنلاین بوده اما پیامم رو باز نکرده...

برخلاف همه پنج ماهِ گذشته،

ناراحت نشدم از هیچی!

تو ذهنم میگذره که چه چیزی چنین رفتاری رو از طرفش سبب شده. تا آخرین لحظه که خوب بودیم؟!... از کافه که اومدیم بیرون خواست وقتی رسیدم بهش پیام بدم. دیگه چیزی نگفت؟... نه. این یعنی خوب بودیم؟ بد بودیم؟ شاید اینکه بعد از دو سه‌ماه داره دوباره حضوری منو میبینه تأثیر داشته. شاید از من خوشش نیومده. شاید دفعه های قبل مثل الان فرصت نکرده من رو اینقدر دقیق و از نزدیک ببینه. و این شاید ها، من رو ناراحت نمیکنه!...

اوایل مرداد وقتی یه جلسه قبل از سفر گذاشت با سرگروه ها، اولین روزی بود که بعد از ده ماه میدیدمش. تا آخر جلسه نگاهم رو میدزدیدم چون فکر میکردم همه می‌فهمن تو دلم چه خبره. شب که رفتم خونه منتظر پیامش بودم. هیچی... فردا؟ هیچی. پس فردا؟ هیچی... چند روز بعد نصف شب وویس داد که حتی یه حالی هم از من نمیپرسی؟... گفت که چقدر خوشگل شده بودم. گفت و گفت و من فکر کردم چقدر این مرد رو دوست دارم.. تو اون چند روز هم همین فکرا به سرم زده بود. نکنه چون بعد از مدتها منو دیده، الان فهمیده خوشش نمیاد؟... تو اون چند روز از ناراحتی نفسم راحت در نمیومد، اما خودش همه این حس های بد رو کنسل کرد...

پریشب توی کافه خیلی جلوی خودم رو گرفتم گریه نکنم. راستش به حرف و زبون نیست. چشم ها به اندازه کافی حرف میزنن. من توی اون چشم ها... ، من توی اون چشم ها اون شور قبلی رو ندیدم... پریشب تو کافه گفت تو گریه کنی من میمیرم... از باور نکردن حرفش خندم گرفت... دوباره بهش نگاه کردم. تو چشم‌هاش عمیق شدم و از پیدا نکردن چیزی که عاشقش شده بودم تو اون چشم ها، بغض کردم...

الان که فکر میکنم، علی رغم خنده هامون، تیکه هامون، تعریف کردن لحظاتی که احساس کرده برای اولین بار از من خوشش اومده، علی رغم همه موضوعات، اون قرار خیلی بی‌صدا بود. بیشتر وقت ما دوتا فقط دا‌شتیم به هم نگاه میکردیم... عمیق... شاید هرکدوم داشتیم دنبال یک چیز می‌گشتیم... یک چیزی که بشه بهش وصل موند... بشه به بهونش این رابطه رو نگه داشت...

برچسب‌ها: جیم
لیموشیرین ، جمعه بیست و سوم آبان ۱۴۰۴ ، 3:45
خاطرات
آخرین اخبار وب
🍃 ...ادب آن است از خانه که بیرون می‌روی، هیچ کسی را دیدار نکنی مگر اینکه او را برتر از خودت بپنداری. امام حسین(ع) ... 🍃
جاهای دیگه
مولانا