امام زاده صالح / جلسه کاروان

رابطه بین من و جیم، تو دوره عجیبیه.

نمیدونم تو سرش چی میگذره. بهش واضحا إعلام کردم که یک سری رفتار ها رو نمیکنم، و یک سری حرف ها رو نمیزنم جز به شوهرم.

و اون هم قبلا واضح اعلام کرده بود که دلیل این همه مهربونیش اینه که به قول خودش کاراشو میکنه تا بشه...

با جیم خیلی رک بودم؟ اشکالی نداره. لازم بود. توی وضعیتی هستیم که دیگه فقط میتونیم دعا بکنیم...

خدایا، اگر جیم قسمت منه، خودت ما رو هدایت کن.

خدایا، اگر جیم قسمت من نیست، خودت حافظ قلب جفتمون باش. نذار آسیب ببینن این قلب ها...

خدایا، من فکر میکنم جیم رو دوست دارم! نه از اون دوست داشتن های اساطیری، نه از اونهایی که توی داستان ها خوندیم.

جیم رو دوست دارم چون فکر میکنم دوست داشتنیه. قبلا دوستش نداشتم، چون این روی زیباش رو ندیده بودم...

خدایا، جیم خیلی دوست داشتنیه. خودت کمک کن تا وقتش، بتونیم همهٔ حریم ها رو رعایت کنیم. نگاه هامون رو، حرف هامون رو، دل ها مون رو. خدایا کمک کن آلوده نشیم.

من جیم رو دوست دارم، چون جیم رو تو اینقدر دوست داشتنی آفریدی. من جیم رو دوست دارم چون جیم هم تو رو دوست داره.

برچسب‌ها: جیم
لیموشیرین ، پنجشنبه دوم مرداد ۱۴۰۴ ، 23:41
خاطرات
آخرین اخبار وب
🍃 ...ادب آن است از خانه که بیرون می‌روی، هیچ کسی را دیدار نکنی مگر اینکه او را برتر از خودت بپنداری. امام حسین(ع) ... 🍃
جاهای دیگه
مولانا